بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدّ ظلّه العالی درباره مسائل روز کشور رمز پیشرفت طلاب، پشتکار، اخلاص و شناخت خلأهای علمی است اربعین؛ جلوه‌ای از برترین‌ها پیام آیت الله العظمی مکارم شیرازی دام ظله به مناسبت فرا رسیدن چهل و ششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ریشه ها صداقت با مردم

درس اخلاق

ویدئو 123

بزرگ ترین دام شیطان
0 0 11806 218

بزرگ ترین دام شیطان

0 0 11806

رسول خدا (صلّی الله علیه وآله وسلّم) در روایتی می فرماید: اتَّقُوا الدُّنیا وَاتَّقُوا النِّسَاءَ فَأِنَّ إبلیسَ طَلّاعٌ رَصّادٌ وَما هُوَ شيءٌ مِن فُخوخِهِ بِأَوثَق لِصَيدِهِ فِي الأَتقياءِ مِنَ النِّساءِ.[1]

«طَلّاعٌ» به معنای جستجوگر و «رَصّادٌ» به معنای کمین نشین است. «فُخوف» نز به معنای دام ها می باشد.

یعنی هیچیک از دام‌های شیطان برای صید کردن افرادِ با تقوا بزرگتر از زنان نیست.

این یک نوع اعلام خطر برای افراد با تقوا است که مراقب خود باشند.

در یکی از مجلات قبل از انقلاب نوشته شده بود که هیچ پرونده ی جنائی وجود ندارد مگر اینکه پای زنی در آن پرونده دیده می شود.

قرآن هم می‌فرماید: ﴿إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ﴾[2] این خطاب نسبت به تمامی زنان است. هرچند زنان صالحه، باتقوا، درستکار و پرهیزکار کم نیستند و ما به آنها احترام می گذاریم. اما این هشدار، بسیار مهم است که زنان خطرناکترین دام برای اتقیا هستند.

من روایتی به این صراحت من ندیدم که این چنین هشداری به اتقیا بدهد.

همچنین روایت دیگری آمده است: مَن تَزَوَّجَ فقد أحرَزَ نِصفَ دِينِهِ، فَلْيَتَّقِ اللّه َ في النِّصفَ الآخر[3] که اشاره به همین معنا دارد زیرا با ازدواج پنجاه درصد دین حفظ می شود که درصد قابل توجهی است. بنابر این نباید این مسئله را کوچک شمرد و نباید تصور کرد که انسان با صرف باتقوا بودن، می تواند از خودش مطمئن باشد. گاه افرادی در پُست های مهمی بودند که به دلیل مبتلا شدن به همین مسأله از پُست خود برکنار شدند و حتی در یک مورد، برادر آن فرد نام شناسنامه ی خود را عوض کرد و به هر حال آن فرد برای همیشه از صحنه ی اجتماع کنار رفت و نامش از اذهان محو شد.

راه چاره، پناه بردن به خدا و مراقب و هوشیار بودن و از لغزشگاه ها دوری جستن است.

اگر انسان عوامل تحریک کننده را از خودش دور کند به مقدار قابل توجهی می تواند خود را از ابتلا به این مسأله نگه دارد.

حتی گاه انسان از راه حلال به این مسأله ورود پیدا می کند ولی اگر عرفا این کار موجب بی آبرویی شود عنوان ثانوی محسوب می شود و حرام می گردد. مثلا کسی پست اجتماعی مهمی دارد که اگر بخواهد مدام دنبال عقد موقت باشد این کار خلاف شؤونات او و ممنوع است. حتی در سیره ی رسول خدا (ص) و ائمه دیده نشده است که آنها عادت به صیغه کردن داشته باشند و حتی اصحاب خود را از روی آوردن به این کار نهی می کردند.

البته روایاتی این مسأله را ترغیب می کند ولی این روایات به سبب این است که جواز این کار به عنوان یک اصل دینی فراموش نشود و افراد تحت تأثیر حکم خلیفه ی دوم که این کار را نهی کرده بود واقع نشوند.

[1] نهج الفصاحة، ابوالقاسم پاینده، ج1، ص164، حدیث 50.
[2] یوسف/سوره12، آیه28.
[3] الاصول من الکافی، شیخ کلینی، ج5، ص329، ط دار الکتب الاسلامیة.

Makarem.ir 5 سال قبل
عوامل سعادت
0 0 8180 218

عوامل سعادت

0 0 8180

رسول خدا (صلّی الله علیه وآله وسلّم) در حدیثی می فرماید: اتَّقِ اللَّهَ حَيْثُمَا كُنْتَ وأَتْبِعِ السَّيِّئَةَ الْحسنةَ تَمْحُهَا، وخَالقِ النَّاسَ بخُلُقٍ حَسَنٍ.[1]

رسول خدا (صلّی الله علیه وآله وسلّم) در این حدیث به سه دستور اشاره می کند که اگر انسان به آنها عمل کند به خیر دنیا و خیر آخرت دسترسی می یابد.

دستور اول، دستور به تقوای الهی در هر کجا است؛ چه انسان در میان جمعیت باشد یا در خلوت یا در اوج قدرت باشد و یا در نهایت ذلت.

تقوا همان حالت خداترسی است که در انسان ایجاد می شود که مانع از انجام گناهان می گردد. تقوا دارای درجاتی است که از تقوای عادی که «ما دون العدالة» است شروع می شود تا تقوای به معنای عدالت و تقوای ما فوق عدالت و مقام عصمت می رسد. همه ی این موارد داخل تحت تقوا است. اگر این تقوا رعایت شود قسمت مهمی از مشکلات، حل می گردد.

سپس در دستور دوم می فرماید: اگر کسی گناهی می کند آن را با کار خوب جبران کند. نمی توان گفت که انسان همیشه از سیئه برکنار است بنا بر این اگر گناهی مرتکب شد باید آن را جبران کند.

ضمنا از این دستور استفاده می شود که توبه فقط به گفتن «استغفر الله» نیست بلکه باید آن کار بد را با کار خیر جبران کرد. از این رو در آیات قرآن تعبیراتی مانند: ﴿تابُوا وَ أَصْلَحُوا﴾[2] وجود دارد که بیان می کند همراه توبه، اصلاح هم باید وجود داشته باشد. این اصلاح کردن مصادیقی دارد که یکی از آنها همان جبران کردن سیئه به حسنه می باشد.

دستور سوم این است که با مردم با خُلق حَسَن معامله کند. این موجب می شود که دنیای انسان هم به خوبی اداره شود. همان گونه که دو دستور اول و دوم، آخرت انسان را تأمین می کنند.

بنا بر این این سه دستور ضامن سعادت انسان در دنیا و آخرت خواهد بود.

99/09/17

[1] نهج الفصاحة، ابوالقاسم پاینده، ج1، ص163، حدیث 46.
[2] بقره/سوره2، آیه160.

Makarem.ir 5 سال قبل
تواضع
0 0 6928 95

تواضع

0 0 6928

امام حسن عسکری علیه السلام می فرماید: مَنْ رَضِيَ بِدُونِ الشَّرَفِ مِنَ الْمَجْلِسِ لَمْ يَزَلِ اللَّهُ وَ مَلَائِكَتُهُ يُصَلُّونَ عَلَيْهِ حَتَّى يَقُومَ[1]

یعنی اگر کسی راضی شود که در مجلسی، کمتر از مقامش بنشیند مثلا در صدر مجلس ننشیند خداوند و فرشتگان تا زمانی که او در مجلس نشسته است بر او درود و رحمت می فرستند.

92/12/14

[1] بحار الانوار، علامه مجلسی، ج75، ص371، ط بیروت.

Makarem.ir 5 سال قبل
اقسام عید
0 0 6849 313

اقسام عید

0 0 6849

قال امیر المؤمنین علی علیه السلام: كُلُّ يَوْمٍ لَا يُعْصَى اللَّهُ فِيهِ فَهُوَ عِيدٌ

اعیاد بر دو قسم است:

عید تکوینی و عید تشریعی

عید تشریعی همان است که خداوند متعال به سبب پیروزی های که در آن ایام رخ داده تشریع کرده است همچون عید قربان به سبب پیروزی و سرور توفیق انجام مناسک حج است و همچون عید غدیر که روز پیروزی و فرح نصب جانشین بلافصل رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم یعنی امیر مؤمنان علی علیه السلام است.

عید تکوینی مانند عید نوروز است که در آن جهان به طبیعت بهاری باز می گردد؛ عید به معنای عود و بازگشت است و در فصل بهار، جهان و طبیعت به فطرت سرسبز خود باز می گردد.

اما آن روزی هم که در آن گناهی سرنمی زند عید است چرا که انسان به فطرت پاک و معصوم خود بازگشته است.

74/12/28

Makarem.ir 5 سال قبل
محاسبه نفس
2 0 8894 284

محاسبه نفس

2 0 8894

قال امیر المؤمنین علی علیه السلام: مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ رَبِحَ، وَمَنْ غَفَلَ عَنْهَا خَسِرَ، وَمَنْ خَافَ أَمِنَ

کسی که محاسبه نفس کند سود می برد؛ کسی که غافل باشد زیان می بیند و کسی که از خدا بترسد، امنیت دنیا و آخرت نصیب او می شود.

بسیاری از علمای اخلاق و عرفا با تمام اختلافاتی که در خط و مشیشان در مسئله سیر و سلوک دارند، بر چهار مرحله اتفاق نظر دارند: 1. مرحله مشارطه 2. مرحله مراقبه 3. مرحله محاسبه 4. مرحله معاقبه

صبح که از خواب برمی خیزد با خود شرط کند که معصیت نکند و در طاعت حق کوشا باشد ذاکرباشد.

در اثناء روز هم مراقبت می کند که از برنامه صبح گاهی منحرف نشود.

شب که می شود محاسبه می کند که چه کرده است؛ آیا گامی به سوی خدا برداشته ام یا درجا زده ام یا آلوده تر شده ام. اگر نتیجه محاسبه این باشد که گامی به جلو برداشته شکر خدا می کند و اگر درجا زده یا به عقب رفته باید خود را مجازات کند و نفس را از مشتهیات منع کند.

گفته اند کسی که این چهار مرحله را داشته باشد با سرعت به سوی قرب الی الله پیش می رود.

در این حدیث هم اشاره ای به یک بخشی از این مطلب شده که همان مسئله محاسبه است که قسمت مهم این چهار مرحله محسوب می شود.

Makarem.ir 5 سال قبل
اخلاص در انفاق
0 0 7713 251

اخلاص در انفاق

0 0 7713

رسول خدا (صلّی الله علیه وآله وسلّم) در روایتی کوتاه و پر معنا می فرماید: إذا طلب أحدكم من أخيه حاجة فلا يبدأه‌ بالمدحة فيقطع ظهره.[1]

یعنی هرگاه یکی از شما حاجتی از برادر دینی اش دارد ابتدا او را مدح و ستایش نکند و مثلا نگوید که شما فلان شخصیت را دارید و از لحاظ جود و بخشش فلان و فلان هستید و همه جا صحبت از بذل و بخشش شماست و یا شما مانند حاتم طائی می مانید و امثال آن. زیرا اگر چنین کند این ستایش برای آن برادر مؤمن کمرشکن است و خلوص نیّت او را خدشه دار می کند.

معمول است اگر کسی بخواهد از دیگری تقاضایی کند ابتدا طرف مقابل را مورد ستایش قرار می دهد مثلا می گوید: مشکلی داریم که خدمت شما رسیدیم و شما هم به حمد الله مشکل گشا هستید و خیرتان به همه می رسد. (این کار موجب می شود که خلوص نیّت او از بین می رود.)

مسأله ی خلوص نیّت در انفاق و بذل و بخشش مسأله ی مهمی محسوب می شود و در آیات و روایات متعددی به آن پرداخته شده است. به عنوان مثال در آیه ی قرآن می خوانیم: ﴿قَوْلٌ‌ مَعْرُوفٌ‌ وَ مَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُها أَذىً﴾[2]

یا مثلا در بعضی از روایات وارد شده است که شرک در عمل از حرکت مورچه در شب تاریک بر روی سنگ سیاه هم مخفی تر است. این یک واقعیت است زیرا اگر انسان به اندازه ی سر سوزنی حواسش جمع نباشد به این شرک و ریا مبتلا می شود. مثلا چه بسا کسی که انفاق می کند انتظار دارد که فرد انفاق شونده از او تشکر کند که اگر چنین نکند گاه او را مذمت می کند و می گوید که او نه تنها از ما تقاضا دارد، حتی طلبکار هم هست. گاه ممکن است انتظار خدمت، تلافی و مدح و ثنا داشته باشیم که موجب می شود خلوص نیّتِ ما خدشه دار شود.

شاید به همین دلیل است که در روایات آمده است که انفاق، هم باید جهرا و هم سرّا زیرا اگر در انفاق جهری و علنی خلوص نیّت به مقدار کافی نباشد این خلوص نیّت در انفاق پنهانی غالبا وجود دارد.

از این رو بیش از آنچه به انفاق توجه داریم باید به خلوص در انفاق توجه کنیم.

1399/10/01

-------------------------------

[1] نهج الفصاحة، ابوالقاسم پاینده، ج1، ص196، حدیث 117.

[2] بقره/سوره2، آیه263.

Makarem.ir 5 سال قبل
برکات مهمان
0 0 9033 225

برکات مهمان

0 0 9033

رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم در نهج الفصاحة می فرماید: «إذا دخل‌ الضّيف‌ على القوم دخل برزقه و إذا خرج خرج بمغفرة ذنوبهم».[1]

این حدیث، حدیث معروفی است و آن اینکه هنگامی که مهمان وارد بر جمعیتی می شود روزی خود را همراه خود می آورد (بنابر این نباید برای روزیِ مهمان غصه خورد) و وقتی خارج می شود گناهان آنها را با آمرزش همراه خود می برد.

فرهنگ اجتماعی اسلام به راستی عجیب است و با فرهنگ غرب مغایرت بسیار دارد. روایات متعددی در مورد مهمان وارد شده است و حتی در آنها به نکات ریز هم اشاره شده از جمله اینکه وقتی مهمان وارد می شود به او کمک کنید اثاث خود را وارد منزل نماید و وقتی خارج می شود او را کمک نکنید و بگذارید اثاثش را خودش ببرد. این برای آن است که نشان دهد شما مشتاق ماندن او هستید و نمی خواهید از منزل شما بیرون برود.

همچنین در روایات مربوط به پدر و مادر و فرزندان که همه مربوط به مسائل اجتماعی است توصیه های بسیاری وجود دارد. این در حالی است که در فرهنگ غرب چنین نیست. در اسلام، جامعه به صورت واحد است ولی در غرب، جامعه به شکل پراکنده است و هر کس جامعۀ مستقلی برای خودش دارد و با هم اتحاد ندارند. در آنجا کمک به فقیر، امر به معروف و نهی از منکر و مانند آن وجود ندارد.

واقعا عجیب است که در جامعۀ جاهلی قبل از اسلام در میان عرب، پیامبری آمد که تا این حد آنها را با موازین اخلاقی آشنا کرده است.

1399/09/10

[1] نهج الفصاحة، ابوالقاسم پاینده، ج1، ص193، حدیث 204.

Makarem.ir 5 سال قبل
حدیث الآفات
0 0 8154 238

حدیث الآفات

0 0 8154

رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم در حدیثی در نهج الفصاحة در ضمن نُه جمله، آفات صفات اخلاقی را بیان کرده است و می توان نام این حدیث را «حدیث الآفات» گذاشت.

آفة الشّجاعة البغى و آفة الحسب الافتخار و آفة السّماحة المنّ و آفة الجمال الخيلاء و آفة الحديث الكذب و آفة العلم النّسيان و آفة الحلم السّفه و آفة الجود السّرف و آفة الدّين الهوى.[1]

1. آفت شجاعت این است که انسان به دیگری ظلم کند.

2.  کسی که شخصیت خانوادگی دارد و دارای حسب و نسب خوبی است آفتش به این است که به این حسب افتخار کند.

3.  آفت بخشش، منت گذارن است. منت گذاشتن بخشش را کالعدم می کند.

4. دیگر اینکه کسی دارای جمال و زیبایی است ولی مبتلا به خودپسندی می شود.

5. همچنین آفت حدیث، کذب است. اگر انسان در حدیثی دروغ اضافه کند او دیگر محدث خوبی نخواهد بود.

6. آفت علم هم به نسیان و فراموشی است. یعنی انسان باید کاری کند که اگر عالم به چیزی شد آن فراموش نکند به این گونه که یا آن را یادداشت کند و یا تکرار نماید و به هر حال آن را از دست ندهد.

7. آفت حلم و بردباری به این است که کارهای سفیهانه ای را انجام دهد.

8. آفت جود و بخشش به اسراف است. کسی که اسراف کند جود و بخشش خود را از بین می برد.

9. آفت دین نیز پیروی از هوای نفس است.

شرح این حدیث قطعا به اندازه ی یک کتاب بالغ می شود زیرا هم صفات اخلاقی را بیان می کند و هم صفات رذیله ای که آن ها را از بین می برند.

1399/09/03

[1] نهج الفصاحة، ابوالقاسم پاینده، ج1، ص155، حدیث 1.

Makarem.ir 5 سال قبل
چهار عامل سعادت
1 0 9861 220

چهار عامل سعادت

1 0 9861

رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم در روایتی می فرماید: أربع من سعادة المرء أن تکون زوجته صالحة و أولاده أبرارا و خلطاؤه صالحین و أن یکون رزقه فی بلده.[1]

چهار چیز موجب خوشبختی انسان است. اول اینکه همسرش صالحه باشد. دوم اینکه فرزندان خوبی داشته باشد، سوم اینکه دوستانش انسان های صالحی باشند و چهارم اینکه رزق و زندگی او در شهر خودش باشد تا مجبور نباشد در بیابان ها و این شهر و آن شهر سرگردان باشد و دنبال روزی بگردد.

این چهار مورد همه به دست خود انسان است. انسان از همان اول باید در انتخاب زوجه دقت کند و دنبال مال و اموال پدری او و یا جمال و زیبایی او نباشد بلکه صفات و کمالات اخلاقی را در نظر بگیرد.

همچنین انسان می تواند با تربیت صحیح دارای فرزندانی خوب باشد. انسان باید دقت کند که فرزند او با چه افرادی رفت و آمد دارد و چه کارهایی انجام می دهد.

همچنین دوستان انسان هم بسته به انتخاب خود انسان هستند. انسان باید ببیند که دوستانی که انتخاب می کند به سبب مال و منال آن هاست یا به سبب صلاحیت های اخلاقی و صفات برجسته ی خدایی در آنها وجوددارد.

اما اینکه رزقش در بلدش باشد شاید اشاره به این نکته باشد که کسانی که زندگی اشان در یک نقطه متمرکز است آنها می توانند منبع اقتصادی بهتری برای خود و جامعه باشند بر خلاف کسانی که دائما به اینجا و آنجا می روند.

1399/10/22

[1] نهج الفصاحة، ابوالقاسم پاینده، ج1، ص204، حدیث 257.

Makarem.ir 5 سال قبل
عاجزترین و بخیل ترین
0 0 9546 251

عاجزترین و بخیل ترین

0 0 9546

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم در روایتی کوتاه و پر معنا می فرماید: أعجز النّاس من عجز عن الدّنیا و أبخل النّاس من بخل بالسّلام.[1]

عاجزترین مردم کسی است که نتواند دنیای خودش را سامان دهد و بخیل ترین انسان ها کسی است که در سلام کردن بخل بورزد.

از آنجا که معروف است انسان بهتر است تارک دنیا باشد و به قیامت اقبال داشته باشد بعضی راه افراط را طی می کنند و حال آنکه روایات متعددی وجود دارد مبنی بر اینکه تأمین دنیا از لوازم وجودی انسان است. بنا بر این چنین نیست که انسان طرفدار زهد که به معنای تارک دنیا بودن است باشد. انسان نباید تارک دنیا و تارک فعالیت برای دنیا باشد.

از جمله در روایتی آمده است که جمعی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم تارک دنیا شدند و به عبادت روی آوردند. وقتی خبر آنها به حضرت رسید آنها را فرا خواند و فرمود برنامه ی دین من چنین نیست و انسان باید مشغول به کار باشد.

داستان معروف امیر مؤمنان ع با آن دو برادر هم جالب است که یکی از آن دو بیمار شده بود و حضرت نزد او رفت و دید خانه ی وسیعی دارد فرمود این بیش از نیاز توست ولی اگر محرومان به این خانه راه داشته باشند اشکالی ندارد. بعد او شکایت کرد که برادر من ترک دنیا کرده است. حضرت او را فرا خواند و با تعبیر تندی با او سخن گفت و فرمود: ای دشمن جان خود! اگر بر خودت رحم نمی کنی چرا به زن و فرزند خودت رحم نمی کنی: یَا عُدَیَ  نَفْسِهِ  لَقَدِ اسْتَهَامَ بِکَ الْخَبِیثُ أَ مَا رَحِمْتَ أَهْلَک.[2]

و یا روایت است که معصوم علیه السلام می فرماید: لَیْسَ  مِنَّا مَنْ  تَرَکَ  دُنْیَاهُ لِدِینِهِ أَوْ تَرَکَ دِینَهُ لِدُنْیَاهُ.[3]

این روایات نشان می دهد که انسان باید هر دو جنبه را در نظر بگیرد و این گونه نباشد که مقدس مآب شود و زهد پیشه کند و فعالیت در زندگی را ترک کند. رهبانیّت جزء اسلام نیست.

ما نیز باید مردم را دعوت کنیم که راه افراط و تفریط را نپیمانند و تصور نکنند که آخرت به معنای رها کردن فعالیت و کسب و کار است. این در حالی است که کسب و کار، خود نوعی عبادت محسوب می شود و انسان با این کارها موجب تقویت اسلام و جامعه ی مسلمین می گردد و با همین فعالیت هاست که انسان ها از فقر و ناتوانی خلاص می شوند.

عبارت دوم در کلام رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم این است که بعضی از افراد در سلام کردن یک سری قیود را در نظر می گیرند مثلا می گویند که کوچکتر ها باید به بزرگتر ها سلام کنند و یا شاگرد به استاد و یا فقیر به غنی. این قیدها در اسلام وجود ندارد. حتی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم گاه به کودکان هم سلام می کرد. سلام یک نوع اظهار تواضع و ادب است و هیچ هزینه ای هم ندارد. حال اگر کسی از این کارِ راحت، سر باز زند از بخیل ترین افراد است زیرا گاه انسان از کاری که هزینه بردار است دوری می کند ولی اگر از کاری که هیچ هزینه و مؤونه ای ندارد بخل ورزد او دیگر خیلی بخیل است.

1399/11/06

[1] نهج الفصاحة، ابوالقاسم پاینده، ج1، ص219، حدیث 337.
[2] نهج البلاغه، صبحی صالح، ص324.
[3] بحار الانوار، علامه مجلسی، ج78، ص321، ط بیروت.

Makarem.ir 5 سال قبل
محفوظ و موفق
0 0 4157 1271

محفوظ و موفق

0 0 4157

رُوِىَ انّ رسولَ الله(صلّی الله علیه وآله) قال: «لا يكمل المؤمن ايمانه حتى يحتوى على مائة و ثلاث خصال، فعل و عمل و نية و باطن و ظاهر»

... مشمولا بحفظ الله مؤيّدا بتوفيق الله ...

85/02/03

Makarem.ir 15 سال قبل